بود سخن گفته‌ايم (ج‌2)، ولي بايد به خاطر داشت كه او تا سال 1310 زنده بود. از آنجا كه تا سال‌1296به سفارت ونيز فرستاده نشده بود، احتمال دارد بسياري از ترجمه‌هايش در پايان سده‌ٴ سيزدهم يا آغاز سده‌ٴ چهاردهم انجام گرفته باشد.
ترجمه‌ٴ راه راست‌، يعني رساله‌اي در كيمياگري منسوب به آلبرت كبير در صورتي كه توسط پطروس تيوكتونيكوس (سيزدهم - 2؟) صورت نگرفته باشد، ممكن است مربوط به اين دوره باشد.
گيوم برنار، راهب دومينيكي اهل پرونس و دوازده تن از هم‌كيشانش به اين منظور به‌ قسطنطنيه فرستاده شدند كه يونانيان دگرانديش را به مذهب خود درآورند. پذيرفتن اين سخن‌ دشوار است‌، چون براي چنين كاري آگاهي ژرفي از زبان يوناني ضرورت داشت آن چنان كه‌ بتوانند آثار قديس توماي آكويني را به يوناني ترجمه كنند! مگر اين‌كه مطلب درست ثبت نشده‌ باشد و برخي نوكيشان بومي گيوم را ياري مي‌كرده‌اند. داستان مشابهي درباره‌ٴ شخصي به نام‌ گريگوريوس آكيندينوس آمده كه مدت‌ها ترجمه‌ٴ يوناني آثار قديس توما را از او مي‌دانستند، ولي اينك معلوم شده كه اين ترجمه‌ها به نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهاردهم مربوط است‌.
8 . از لاتيني به ارمني‌.
كليساي كاتوليك از آغاز به ارمنيان كه در ميان مسلمانان و دگرانديشان‌ مي‌زيستند، سخت توجه داشت و كوشيد تا ارمنيان را از كليساي ديرينشان جدا كند.1 كساني كه‌ در ارمنستان جديد (كيليكيه‌) زندگي مي‌كردند، چه از لحاظ ديني و چه سياسي‌، تحت تأثير كاتوليك‌ها بودند. در زمان پادشاهي لئون سوم (1301 - 1307) و اوچين (1308 - 1320)، كه‌ قسطنطين سوم قيصراني بِ-طريق بود (1307 - 1322)، شوراي سيس تصميم گرفت با كليساي‌ رم متحد شود (1307 - 1308). اين كار گرفتاري‌هاي سختي پديد آورد، كه پيش از اين يادشان‌ كرديم‌. يوحناي بيست و دوم (پاپ 1316 - 1334)، رساله‌ٴ قديس توما در باب مراسم عبادات را به كيليكيه فرستاد؛ و اين رساله دوبار از سوي زاخارياس اسقف چوردسور و ايوان ارزنجاني‌ (سيزدهم - 2) به ارمني ترجمه شد.
بارتولوميوي بولونيايي با كمك برادران متحد (يعني ارمنيان كاتوليك‌) از قبيل ايوان كاريني‌، هاكوپ ترجمان‌، و اندكي بعد نرسس بالي‌، آثار ديگري را با همين اهداف سياسي و مذهبي به‌ زبان ارمني ترجمه كرد.

عبري‌

در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ سيزدهم ترجمه از عبري بسيار چشم‌گير بود (جلد دوم‌) ولي در سده‌ٴ چهاردهم‌ از اهميت افتاد.


1 .تاريخ آن به زمان گريگور روشنگر، رسول ارمنستان و نخستين جاثليق اچميادزين مي‌رسد (302 - 325).